۱۳۸۶ بهمن ۱, دوشنبه

دوشنبه های بد

من قبلا شنیده بودم که گوگل فونت فارسی هم به فونتهاش اضافه کرده ولی با یادآوری انار خانومی من هم فونت وبلاگ را به فارسی تغییر دادم ولی یک جورایی برام غریبه بعضی از این گزینه های فارسی را نمیفهمم مثلا الان این بالا یک گزینه ای است به نام ایجاد کردن ولی من نمیدونم که چی را میتونه ایجاد کنه ولی جالبه.
خوب برسیم به بحث شیرین رژیم غذایی من امروز از خودم خیلی ناراضی بودم چون
من دو هفته پیش یک جعبه شیرینی خریده بودم که همش کنجد بود و شیرینی اش در حدی بود که این کنجدها را بتونه به هم بچسبونه و زیاد هم شیرین نبود خلاصه اون هفته ای که رژیمم شروع نشده بود روزی دو سه تا میخوردم این هفته هم که رژیم داشتم اصلا نخوردم امروز دیدم شوهرکم همه را خورده فقط دو تا مونده من از ترس اینکه ناکام از دنیا نرم اون دو تا را خوردم
بعد این همسایه بالایی مون اومد پایین و گفت یک عالمه اوتمیل داشتن نمیدونست باهاشون چیکار کنه که ورداشته اسنک درست کرده باهاش و کمی هم برامون اورد و من هم کمی ازش خوردم ولی چون خیلی کلفت بود فکر کنم اندازه سه تا کراکر معمولی میشد ولی خیلی خوشمزه بود علاوه بر اوتمیل توش شیر شکر قهوه ای کشمش آرد قهوه ای پسته هم ریخته بود ولی خیلی شیرین بود من تو این هفته تنها چیز شیرینی که میخوردم خرما بود فکر کنم شیرینی اش به اندازه خرما بود راستی چرا اینقدر خرما اینجا گرونه ما هفته پیش دو پوند خریدیم سی و خرده ای دلار
امروز رفتم یک گام شمار دیگه خریدم حالا خدا کنه این یکی بهتر کار کنه
از فردا دانشگاهم شروع میشه باید همه انرژی ام را بگذارم واسه ورزش کردن فردا بین دو تا کلاسهام یک ساعت فاصله هست و خدا را شکر تو این فاصله مهد شایان نگهش میداره با خودم لباس میبرم خدا کنه که جیم دانشگاه باز باشه یکی از بچه ها بهم گفته بود شایان را بگذارم مهد شایان مهد میره ولی چون مهد دانشگاه هست فقط ساعاتی نگهش میدارن که من تو کلاس باشم و بدونن من کجام وگرنه نگهش نمیدارن
فردا روز وزن کشی هست و من یک عالمه استرس دارم خدا کنه کم شده باشم
راستی انار جون من یک مرضی که دارم اینه که اصلا با قرص و ویتامین و خلاصه دارو مشکل دارم اصلا از نظر ذهنی نمیتونم خودم را راضی کنم واسه خوردنش نمیدونم چرا مثلا از درد در حال مرگ باشم شاید به زور یک استامینوفن خیلی ضعیف بخورم
امروز اب هم نخوردم من قبلا فکر میکردم که خیلی اب میخورم ولی الان میبینم که آب خوردنم خیلی کم شده اصلا تو زمستون آدم میلی به آب نداره
اصلا میدونین چیه من مشکلم اینه که دوشنبه ها چون استرس فرداشو دارم واسه وزن کشی یک عالمه میخورم مشکلم همینه

۷ نظر:

Unknown گفت...

منزل نو مبارک دوست جونم

Unknown گفت...

پی براه جونم آره این خرمایی که تو میگی خیلی گرونه یعنی یه چیزی بیش از پوندی 15$ .من از فروشگاه هندی میخرم که چند نوع داره و بهترینش که واقعا عالیه پوندی 10 $ وحتی ارزونتراش هم خوبه!
حالا اگه خواستی بگو من برات میگیرم وبرات میارم خوشگل خانم!

Unknown گفت...

در موردآب من زمستون بطری ها رو میزارم بیرون از یخچال و سهمیه روزانمو میزارم جلو چشم ووقتی مشغول کاری مثل تلفن یا پای نت یا ...هستم میخورم ولی بیشتر وقتی که میرم مدرسه سرهرکلاس دوبطری میخورم میل هم زیاد ندارم ولی چون توکیفمه میخوام سبک کنم کیفمو این ترفند خوبیه بعد کم کم بدنت عادت میکنه واگرنخوری تشنه ای .من که این جوری شده برام.
درمورد دوشنبه ها به جای این استرس سعی کن این حسو جایگزین کنی که بعد ازمیتینگ اگه همه چیرو رعایت کرده بودی سه شنبه یه جایزه خوراکی به خودت بدی حالا نه اینکه همه روز رو ازدایت خارج بشی ولی مثلا یه کوچولو از چیزی که اون هفته خیلی هوس کردی بخوری باورکن من این کار رو که میکنم خیلی وقتها اصلا بعد میتینگ هم سراغ اون هوس نمیرم ولی این تصور جایزه آرامش بخشه!

Anar گفت...

پی براه من روزهای وزن کشی از استرس یبس میشم! تو فکر کن. اگه یه روز باشه که آدم مزاجش باید کار کنه همون روزه!

jeerjeerak گفت...

wow! dates are expensive in NYC. i get mine here for about 3-4$ per pound. Have you guys tried Dole's pitted dates? it should be there too.

also for water, try very thin tea. it should work as well. l

btw, people without blogger id, can't comment here, you might wanna change that. l

jeerjeerak گفت...

look for dates in the "cooking" isle in the big supermarkets. i remembered that in the past, the "chopped" dates were cheaper so i used to buy those and then i would wash off the sugar (they were sugar coated) and store them in containers in the fridge. it would become something like a paste, but the taste was almost the same.

Anar گفت...

پی براه من اومدم و به نظر میرسه از وسطای دیروز آپدیت نکردی. چی شده؟ میتینگ هم نیامدی هفته رو ارزیابی کنی. جدول این هفته ات رو هنوز نداری و غذای امروزت هم نبود. امیدوارم که شایان خوب باشه و همه چیز میزون باشه. یادت نره که من روی قولت حساب میکنم که این هشت هفته این برنامه اولویت اوله. منتظرتم.