۱۳۸۶ اسفند ۳, جمعه

پنجشنبه

دیروز حالم خیلی خیلی بد بود وارد روزهای بد ماهیانه شدم و با اون حالم چهار ساعت توی این سرما داشتیم اندازه میگرفتیم فقط واسه پیسینگ کمی راه میرفتیم بعد بین دو تا کلاس که باید میرفتم ورزش فقط تو کلاس نشستم با کلاه و کاپشن که کمی گرم بشم بعدش کلاس بعدی بعد بدو رفتم دنبال شاین و بردمش خونه و برگشتم دانشگاه واسه کلاس بعدی تا 10 سب کلاسها خیلی خیلی بد و سخت بود جا میموندم از کلاس یک موضوع دیگه هم حسابی عصبی ام کرده بود در یک اقدام وحشتناک رفتم سه بسته از این بسته هایی که توش چکس و بادوم و هله هوله های مزه مشروب هست خریدم و خوردم سه بسته اش 500 تا کالری داشت چون بسته ها ک.چ.ل. بود ولی خیلی عصبی بودم خدا کنه با تموم شدن این هفته منم بتونم کمی قوی بشم
دیشب حتی نتونستم دندونم را مسواک بزنم و شایان را هم شوهری خوابوند و من بیهوش شدم البته تا برسم خونه و کمی جمع و جور کنم ساعت یک شده بود که بیهوش شدم دیروز بدترین روز زندگیم بود

۱ نظر:

Anar گفت...

Are you feeling better Paybrah jaan? Come and write how you are doing. It's a sunny day today. Try to go outdoors and have some fun.