۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

مقدمه

من یک مدت خسته شده بودم چون هی رژیم میگرفتم هی ول میکردم دو ترم اخیر چهار رشته ورزشی تو دانشگاه گرفتم که دو تا شو آ شدم و دو تاشو ب و اون ب ها کمی معدلم را اورد پایین در صورتی که برای من گذروندن واحد های ورزشی اجباری نبود و میتونستم نگیرم هم معدلم اومد پایین هم هیچی لاغر نشدم.
دیدم اگه ولش کنم هیچ فایده ای نداره و تا کی میخوام از دیدن خودم تو آیینه فرار کنم یا لباسهای سایز کوچیک بخرم .اولین اقدام این بود که رفتم یک سری لباسهای رنگ شاد و روشن و خوشگل سایز خودم خریدم دومین اقدام ثبت نام برای کلاس شنا بود و از این هفته هم رو غذا خوردم و پیاده روی ام تمرکز میکنم دو ماه وقت دارم که عادت غذایی و ورزشیم را درست کنم از هفته پیش ترم تابستونی ام تمام شده و من دو ماه کامل بیکارم و من حتما باید تا 16 مارچ لاغر بشم یعنی 36 هفته . 16 مارچ که میشه اوایل فروردین عروسی دعوتیم و من بعد از پنج سال میخواهم برم عروسی و چون همه خانواده شوهر که اینورا هستن حضور دارن باید حسابی لاغر کنم یک جورایی رو کم کنی هست .
چهارشنبه اولین جلسه کلاس شنا را رفتم بد نبود ولی شبش تا صبح گریه میکردم به طرز فجیعی دست و پام درد میکرد درد کشنده ای بود پنج شنبه بستری شده بودم از درد از رو تخت تکون نمیخوردم ولی امروز رفتم استخر کمی مشق انجام دادم و حرکاتی را که بهمون یاد داد را تمرین کردم کلاسام دوشنبه و چهارشنبه ها برگذار میشه به مدت یک ماه فکر کنم این ویکند همش بارون باشه و من نتونم دیگه برم استخر ولی اگه افتابی باشه حتما میرم امروز سه ربع شنا کردم با یک ساعت پیاده روی از دوشنبه رژیم اصلی ام شروع میشه و اولین هفته از 36 هفته

۱ نظر:

Unknown گفت...

سلام پی براه جان خوبی خیلی خوشحالم که دوباره شروع میکنی منم از جمعه به مدت 6 هفته تعطیلم می خام خیلی جدی رو خودم کار کنم پس پیش به سوی سلامتی و لاغری
مواظب خودت باش فدات
سردرگم