۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه

01/11/09

پارسال وقتی با بچه های گروه انار دور هم تو نیویورک جمع شدیم موقع برگشتن که شوهری داشت بچه ها را میرسوند ایستگاه قطار بهم گفت که سال دیگه عروسی برادرزاده اش قراره برگزار بشه منم با یک روحیه خیلی خوب گفتم هورا تا سال دیگه حتما لاغر میشم و میریم عروسی بچه ها هم بهم گفتن آره حتما میتونی و وقت داری اون یک سال تبدیل شد به یک سال و یک ماه دیگه ولی من تا الان از اون وزن هیچ تکونی نخوردم و الان فقط سه ماه وقت دارم
الان چهار ماه میشه که با این وضع اقتصادی بد من دارم پول ویت واتچر میدم ولی فقط دو جلسه اش را رفتم(هر هفته باید بریم) و از خجالت میتینگهاشو نمیرم خیلی میتینگهاش خوبه سعی میکنم بعدا کمی توضیح بدم
میخوام فردا میتینگشون را برم و دوباره شروع کنم هر چی که بشه من باید قبل از سی سالگی به وزن دلخواهم برسم و روش ثابت بمونم این را به خودم مدیونم

۴ نظر:

ناشناس گفت...

موفق باشي!

Anar گفت...

از چي خجالت ميكشي خانومي؟

ناشناس گفت...

سلام
همه ما یه جورایی با گذشت زمان میفهمیم که چقدر اشتباه کردیم اما اگه یه جایی جلوشو نگیریم ، دیگه جبران کردنش سخت میشه .
پس هرچی زودتر شروع کن

ناشناس گفت...

شروع کردی عزیزم ؟!