۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

جلسه اول رژیم

من دوشنبه رفتم ویت واتچر .خیلی خوب شد که رفتم من همیشه یک شنبه ها میرم چون تو طول هفته شبها تا دیر وقت کلاس دارم ولی این دفعه که نتونستم یک شنبه برم میخواستم تا یک شنبه دیگه صبر کنم ولی وقتی مهروش گفت که میخواد شروع کنه منم فکر کردم که چرا من هم از همین الان شروع نکنم خلاصه دوشنبه رفتم اونجا .اونقدر نرفته بودم که همه برنامه هاشون عوض شده بود یعنی همه کتابچه هاشون همه چیزشون تغییر کرده بود منی که هفته سومم (از لحاظ شرکت در جلسات و هفته نهمم از لحاظ عضویت بود)مجبور شدم از دوباره شروع کنم و دفترچه جدید هفته اول را گرفتم. اولین باری که شرکت کرده بودم 12 نوامبر بود که وزنم 209.8 بود .دفعه دوم دوم دسامبر بود که وزنم 212.6 بود و دفعه سومم هم دوشنبه گذشته یعنی 12 جنوری بود که وزنم 215.6 بود همونجوری که میبینین دیگه دفعه سوم روم نمیشد برم چون هر دفعه که رفته بودم وزنم زیاد شده بود و این خیلی خجالت آور بود ولی با خودم روراست شدم و رفتم .
من وقتی یک شنبه ها میرفتم لیدرمون را خیلی دوست داشتم گفتم حالا که دوشنبه برم یک لیدر دیگه هست(از اینترنت چک کرده بودم واسه لیدر) و من احتمالا دوسش ندارم ولی جالبیش این بود که اون روز لیدر دوشنبه ها نیامده بود و لیدر یکشنبه ها جاش اومده بود. تو وقتی میتونی لیدر ویت واتچر بشی که خودت به وزن هدفت رسیده باشی این لیدر ما هم صدو خورده ای پوند کم کرده اون روز جلسه را اینجوری شروع کرد که ما هر هفته شنبه ها صبح میریم رستوران و غذا میخوریم این دفعه که رفته بودیم وقتی شوهرم غذا سفارش داد من دفترچه شمارش پوینت را در اوردم ببینم که چند پوینت داره میخوره که شوهرم گفت این دفعه را ولش کن بگذار راحت باشیم گفتم نه نمیشه حداقل بگذار بدونم که چقدر میخوری و شروع کردم به حساب کردن که یک وعده پن کیک سفارش داد که چهار تا رو هم بود تو این کاسه های معمولی که 12 اینچ هست و این پنگ کیک مثلا 8 اینچش را پر کرده بود هر یکی از اونها 4 تا پوینت داره پس میشه 16 پوینت بعد روش دو تا بسته سیروپ ریخت که هر کدوم از این سیروپ ها 4 تا پوینت داره که میشه هشت با شانزده بیست و چهار رو اینها هم نه تا تکه گوشت خوک بود(این گوشت خوکی که این لیدرمون میگه خیلی خیلی خیلی چربه یعنی یک چیزیه پوست پیازی ولی راه راه چربی و گوشته من وقتی رژیمم نداشتم جرات نداشتم اینا را بخورم چون مثل اینه که داره تکه های چربی میخوری)که هر سه تکه چهار پوینت داره که نه تاش میشه 12 پوینت که تا اینجا شد سی و شش با نون و مربا و شکری که تو قهوه اش ریخته بود و خلاصه همه اینها را حساب کرده بود شده بود بیشتر از 50 پوینت. حالا واسه اینکه یک پیش ذهنیتی از این پوینتها دستتون بیاد منی که 215 پوند هستم میتونم روزی 26 پوینت بخورم و 35 پوینت هم اضافه در طول هفته. میتونم این 25 پوینت رو در طول هفته خرد خرد بخورم یا همه اش را بگذارم واسه یک شب مهمونی یا رستوران بیرون خلاصه 50 پوینت واسه یک وعده یعنی خودکشی .
برنامه جدید ویت واتچر اینه که چه غذاهایی را تو رژیممون بگذاریم که بیشتر احساس سیری کنیم مثالی که این دفعه لیدرمون زده بود این بود که یک کیک کوچولو اورد و گفت این 8 پوینت داره بعد یک چیزی خودش همونجا درست کرد که اونم هشت پوینت داشت ولی اندازه یک دیگ هله هوله شده بود چیزی که درست کرد این بود:
یک سیب
یک موز
یک پرتقال
دو تا نون جو کوچیک(two slices light bread)
یک پیمانه انگور
یک بسته سس سیب(1 container unsweeted applesauce)
با پنج پیمانه پاپ کرن را با هم قاطی کرد
که این 7 پوینت داشت و حجمشم خیلی زیاد بود
یکی از قانونهای ویت واتچر اینه که اگه از بعضی چیزها یک کوچولو بخوری پوینت نداره ولی اگه کمی زیاد بشه پوینت میگیره مثلا یک دونه خرما پوینت نداره ولی دو تا خرما یک پوینت میشه .
یکی از چیزهایی که صحبتش شد این بود که واسه وعده های غذایی تون از قبل تدارک ببینین (که انارم قبلا بهش اشاره کرده بود) وگرنه باعث میشه که هر چی دستتون اومد بخورین
لیدرمون داشت میگفت که من مایومو گذاشته بودم تو یک کیسه فریزر کنار بستنی تو فریزر هر وقت میخواستم بستنی بخورم اونو میدیدم و نمیخوردم یکی از توپولو ها پرسید خوب چرا نمیریختیش بیرون گفت من میخواستم که من غذا را کنترل کنم نه غذا من را کنترل کنه .میخواستم باشه و نخورم
حالا کم کم میام چیزهایی که تو اولین کتابچه یاد گرفتم میگذارم تا دیروز امتحان داشتم نشد که بنویسم ترم دیگه هم سه شنبه شروع میشه 19 واحد دارم و اخرین ترمم تو این دانشکده هست میدونم که وحشتناک سرم شلوغ میشه ولی این کار را به خودم مدیونم و باید این کار انجام بشه
فردا صبح باید برم وزن کشی خیلی استرس دارم خدا کنه که کم کرده باشم

۲ نظر:

Unknown گفت...

پی براه گل پستت خیلی عالی و آموزنده بود مرسی که باهامون شریک شدی. می دونم که تو هم سرت شلوغه و گرفتاری ولی خواهش می کنم که بنویس تا هم ارتباط مون قطع نشه و هم اینکه بتونی ذهنیت خودت رو بیشتر و بهتر رژیمی نگه داری. رژیم ممکنه کمی باعث خستگی بشه ولی این رو با اطمینان بهت می گم که اگه بتونی با اصول انار پیش بری و تا حدی که برای خودت مقبوله کاهش داشته باشی٬ بعدش دیگه همه چی نرماله و احتمال بازگشت وزن ات خیلی کم می شه و فقط حلاوتش برات باقی می مونه.
پس ما می شیم پامنبری ات تا هم ازت یاد بگیریم و هم با بالا و پایین پریدن تشویق ات کنیم. همیشه شاد باشی و موفق.

ناشناس گفت...

سلام پي براه عزيز چه خوبه كه دوباره شروع كردي و پست هاي عالي مينويسي.
موفق باشي