۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

هفته دوم ویت واتچر

دیشب دیر خوابیدم صبح تعطیل اصلا دلم نمیخواست پاشم و برم ویت واتچر مخصوصا وقتی دیدم برف همه جا را سفید کرده و هنوزم داره میباره ولی بالاخره رفتم و دیشب موقع خواب داشتم به انار فکر میکردم که یک روز رفته بود و شلوارش خیس بود و همونجوری رفت رو ترازو و اینکه اگه من بودم با اون شلوار خیس نمیرفتم رو ترازو ولی وقتی به ساختمان ویت واتچر رسیدم و دیدم که شلوار جینم یک عالمه خیس شده و من نمیتونم کاری بکنم(نمیتونستم بکنمش و با شورت برم رو ترازو ) با خودم فکر کردم آدم باید تو شرایط باشه تا اظهار نظر کنه. خلاصه 3.8 پوند کم کرده بودم خوشحالم حالا از اولین روزی که عضو شدم دو پوند اضافه دارم اگه هفته دیگه این را هم کم کنم تازه میشه مثل شروعم با ویت واتچر.
جلسه پیش که رفته بودم بحث شده بود سر نون .من هر روز صبح لای نون بیگل یک چیزی میگذاشتم و میخوردم و فکر میکردم که خیلی رژیمی داره برخورد میکنم جلسه پیش که رفته بودم وقتی پرسیده بودم لیدرمون بهم گفت که هر نصفه نون بیگل 3 تا پوینت داره ولی از اونجایی که توی قانون ویت واتچر سه با سه نمیشه 6 پس یک نون بیگل میشه 9 پوینت که خیلی زیاد بود من هم همون روز صبح یک بسته 12 تایی از کاستکو خریده بودم مونده بودم با این نونها چیکار کنم که همون روز همشو ریختم دور چون 9 پوینت واسه یک نون خیلی زیاده و بجاش نون گندم ویت واتچر را خریدم که دو تا تکه اش یک پوینت میشد و نون توماس که اونو هنوز پوینتش را حساب نکردم ولی فکر کنم لیدرمون میگفت یک یا دو پوینت باشه.
بحث امروز ویت واتچر سر این بود که چرا موقع استرس میخوریم و ایا با این خوردن شاد میشیم ؟ اگه نه پس چرا میخوریم و... یکی از چیزهایی که لیدرمون گفت برام جالب بود میگفت وقتی بچه میوفته یا ناراحته ما برای اینکه شادش کنیم بهش چیزی را که علاقه داره میدیم تا بخوره یک کیک یا شکلات و از کودکی خوردن برامون نشونه یک دریافت محبت میشه خوردن جایگزین عشقی که میخواییم دریافت کنیم میشه و این باعث میشه وقتی بزرگ شدیم وقتی ناراحتیم با خوردن جبرانش کنیم .بقیه چیزهایی که بحث شد همون چیزهایی بود که انار توی یکی از میتینگهاش حسابی در باره اش بحث کرده بود.
لیدرمون میگفت جلسه چهارشنبه یک اقایی ازش پرسید که میتونه 10 پیمانه براکلی بخوره لیدرمون گفت خوردن 10 پیمانه براکلی هیچ اشکالی نداره ولی وقتی به پیمانه چهارم میرسین باید از خودتون بپرسین که واقعا چرا داره میخورین ؟واقعا گشنه تونه ؟ فکتون از جویدن چهار پیمانه براکلی خسته نشده؟
میگفت در مرحله اول باید غذاها را جایگزین کنین از غذاهای پر کالری و نا سالم به سالم و در مرحله بعدی باید همون غذاهای سالم را کم کنین
یکی از چیزهایی که گفت و من شوکه شدم این بود که 6 اونس ماهی سمن 9 پوینت داره (خیلی زیاده)
راستی من توی ویت واتچر آن لاینم هر چی گشتم نتونستم لینکی پیدا کن که اینجا بذارم برای پابلیش که بقیه بتونن هر چی خوردم و پوینتهامو ببینن. کسی میدونه کجاست و اصلا همچین امکانی داره یا نه؟

۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

جلسه اول رژیم

من دوشنبه رفتم ویت واتچر .خیلی خوب شد که رفتم من همیشه یک شنبه ها میرم چون تو طول هفته شبها تا دیر وقت کلاس دارم ولی این دفعه که نتونستم یک شنبه برم میخواستم تا یک شنبه دیگه صبر کنم ولی وقتی مهروش گفت که میخواد شروع کنه منم فکر کردم که چرا من هم از همین الان شروع نکنم خلاصه دوشنبه رفتم اونجا .اونقدر نرفته بودم که همه برنامه هاشون عوض شده بود یعنی همه کتابچه هاشون همه چیزشون تغییر کرده بود منی که هفته سومم (از لحاظ شرکت در جلسات و هفته نهمم از لحاظ عضویت بود)مجبور شدم از دوباره شروع کنم و دفترچه جدید هفته اول را گرفتم. اولین باری که شرکت کرده بودم 12 نوامبر بود که وزنم 209.8 بود .دفعه دوم دوم دسامبر بود که وزنم 212.6 بود و دفعه سومم هم دوشنبه گذشته یعنی 12 جنوری بود که وزنم 215.6 بود همونجوری که میبینین دیگه دفعه سوم روم نمیشد برم چون هر دفعه که رفته بودم وزنم زیاد شده بود و این خیلی خجالت آور بود ولی با خودم روراست شدم و رفتم .
من وقتی یک شنبه ها میرفتم لیدرمون را خیلی دوست داشتم گفتم حالا که دوشنبه برم یک لیدر دیگه هست(از اینترنت چک کرده بودم واسه لیدر) و من احتمالا دوسش ندارم ولی جالبیش این بود که اون روز لیدر دوشنبه ها نیامده بود و لیدر یکشنبه ها جاش اومده بود. تو وقتی میتونی لیدر ویت واتچر بشی که خودت به وزن هدفت رسیده باشی این لیدر ما هم صدو خورده ای پوند کم کرده اون روز جلسه را اینجوری شروع کرد که ما هر هفته شنبه ها صبح میریم رستوران و غذا میخوریم این دفعه که رفته بودیم وقتی شوهرم غذا سفارش داد من دفترچه شمارش پوینت را در اوردم ببینم که چند پوینت داره میخوره که شوهرم گفت این دفعه را ولش کن بگذار راحت باشیم گفتم نه نمیشه حداقل بگذار بدونم که چقدر میخوری و شروع کردم به حساب کردن که یک وعده پن کیک سفارش داد که چهار تا رو هم بود تو این کاسه های معمولی که 12 اینچ هست و این پنگ کیک مثلا 8 اینچش را پر کرده بود هر یکی از اونها 4 تا پوینت داره پس میشه 16 پوینت بعد روش دو تا بسته سیروپ ریخت که هر کدوم از این سیروپ ها 4 تا پوینت داره که میشه هشت با شانزده بیست و چهار رو اینها هم نه تا تکه گوشت خوک بود(این گوشت خوکی که این لیدرمون میگه خیلی خیلی خیلی چربه یعنی یک چیزیه پوست پیازی ولی راه راه چربی و گوشته من وقتی رژیمم نداشتم جرات نداشتم اینا را بخورم چون مثل اینه که داره تکه های چربی میخوری)که هر سه تکه چهار پوینت داره که نه تاش میشه 12 پوینت که تا اینجا شد سی و شش با نون و مربا و شکری که تو قهوه اش ریخته بود و خلاصه همه اینها را حساب کرده بود شده بود بیشتر از 50 پوینت. حالا واسه اینکه یک پیش ذهنیتی از این پوینتها دستتون بیاد منی که 215 پوند هستم میتونم روزی 26 پوینت بخورم و 35 پوینت هم اضافه در طول هفته. میتونم این 25 پوینت رو در طول هفته خرد خرد بخورم یا همه اش را بگذارم واسه یک شب مهمونی یا رستوران بیرون خلاصه 50 پوینت واسه یک وعده یعنی خودکشی .
برنامه جدید ویت واتچر اینه که چه غذاهایی را تو رژیممون بگذاریم که بیشتر احساس سیری کنیم مثالی که این دفعه لیدرمون زده بود این بود که یک کیک کوچولو اورد و گفت این 8 پوینت داره بعد یک چیزی خودش همونجا درست کرد که اونم هشت پوینت داشت ولی اندازه یک دیگ هله هوله شده بود چیزی که درست کرد این بود:
یک سیب
یک موز
یک پرتقال
دو تا نون جو کوچیک(two slices light bread)
یک پیمانه انگور
یک بسته سس سیب(1 container unsweeted applesauce)
با پنج پیمانه پاپ کرن را با هم قاطی کرد
که این 7 پوینت داشت و حجمشم خیلی زیاد بود
یکی از قانونهای ویت واتچر اینه که اگه از بعضی چیزها یک کوچولو بخوری پوینت نداره ولی اگه کمی زیاد بشه پوینت میگیره مثلا یک دونه خرما پوینت نداره ولی دو تا خرما یک پوینت میشه .
یکی از چیزهایی که صحبتش شد این بود که واسه وعده های غذایی تون از قبل تدارک ببینین (که انارم قبلا بهش اشاره کرده بود) وگرنه باعث میشه که هر چی دستتون اومد بخورین
لیدرمون داشت میگفت که من مایومو گذاشته بودم تو یک کیسه فریزر کنار بستنی تو فریزر هر وقت میخواستم بستنی بخورم اونو میدیدم و نمیخوردم یکی از توپولو ها پرسید خوب چرا نمیریختیش بیرون گفت من میخواستم که من غذا را کنترل کنم نه غذا من را کنترل کنه .میخواستم باشه و نخورم
حالا کم کم میام چیزهایی که تو اولین کتابچه یاد گرفتم میگذارم تا دیروز امتحان داشتم نشد که بنویسم ترم دیگه هم سه شنبه شروع میشه 19 واحد دارم و اخرین ترمم تو این دانشکده هست میدونم که وحشتناک سرم شلوغ میشه ولی این کار را به خودم مدیونم و باید این کار انجام بشه
فردا صبح باید برم وزن کشی خیلی استرس دارم خدا کنه که کم کرده باشم

۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه

01/11/09

پارسال وقتی با بچه های گروه انار دور هم تو نیویورک جمع شدیم موقع برگشتن که شوهری داشت بچه ها را میرسوند ایستگاه قطار بهم گفت که سال دیگه عروسی برادرزاده اش قراره برگزار بشه منم با یک روحیه خیلی خوب گفتم هورا تا سال دیگه حتما لاغر میشم و میریم عروسی بچه ها هم بهم گفتن آره حتما میتونی و وقت داری اون یک سال تبدیل شد به یک سال و یک ماه دیگه ولی من تا الان از اون وزن هیچ تکونی نخوردم و الان فقط سه ماه وقت دارم
الان چهار ماه میشه که با این وضع اقتصادی بد من دارم پول ویت واتچر میدم ولی فقط دو جلسه اش را رفتم(هر هفته باید بریم) و از خجالت میتینگهاشو نمیرم خیلی میتینگهاش خوبه سعی میکنم بعدا کمی توضیح بدم
میخوام فردا میتینگشون را برم و دوباره شروع کنم هر چی که بشه من باید قبل از سی سالگی به وزن دلخواهم برسم و روش ثابت بمونم این را به خودم مدیونم

۱۳۸۷ دی ۱۹, پنجشنبه

1/8/9

تلاشی دوباره همراه با سال جدید