۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

حدود یک هفته هست که ننوشتم خلاصه اینکه
دوشنبه ورزش کردم
سه شنبه دو ساعت با دوستم راه رفتیم بعد اومدم خونه یک تخم مرغ آب پز را گذاشتم لای نون و تو ماشین خوردمش و رفتم دنبال یکی از دوستام و با اون رفتیم خونه یکی دیگه از دوستام و یک ساعت هم سه تایی با هم ورزش کردیم ولی سه شنبه شب یکی از دوستام یک اتفاق بد براش اوفتاد و رفت بیمارستان من خیلی حالم گرفته بود چهارشنبه ورزش نکردم و همش دنبال کار دوست مریضم بودم پنج شنبه رفتم وزن کشی که هیچی هیچی تکون نخورده بودم حتی یک اونس خیلی خیلی حالم گرفته شد همون شد که الان جمعه و شنبه را اصلا پوینت نشمردم هر چی هم دلم خواست خوردم جمعه ورزش کردم ولی امروز اصلا نه ورزش کردم نه راه رفتم از امروز اینجا برف هم شروع شده
میدونم نباید ول کنم و نا امید شم ولی خورده تو ذوقم باید به خودم وقت بدم تا قبولش کنم خیلی خیلی ناراحت شدم که بعد از 18 روز هر روز ورزش کردن فقط نیم کیلو لاغر شدم خیلی خسته ام از این موضوع

۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

الان از دست خودم عصبانی ام
امروز خوب بود خیلی خوب خوردم ورزش هم خیلی خوب بود ولی از ساعت 8 شب که گلدن گلاب شروع شد یک عالمه تخمه و بستنی و یک نصفه تک تک خوردم که خیلی بد بود نباید این کار را میکردم ولی الان افسوس خوردن فایده نداره باید دوباره سعی کنم
امروز سر پینگ پونگ فهمیدم که این ورزش هر روزم چقدر مهمه
من قبلا که یکشنبه ها پینگ پونگ میکردم خیلی خسته میشدم حوصله دویدن دنبال توپ را نداشتم یا اینکه بخوام توپ را به هر قیمتی بگیر چون حسته بودم بعد با یک اختلاف امتیاز زیاد میباختم ولی امروز از پنج تا بازی چهار تا شو بردم و یکی را هم که باختم با 18 به 21 باختم واقعا امی شوکه شده بود هی به من میگفت تو چیکار کردی امروز اینقدر قوی شدی واقعا خوشحال بودم ولی متاسفانه شب خرابش کردم

۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

جمعه هم نتونستم ورزش کنم چون خیلی حالم خوب نبود ولی یک ساعت و نیم راه رفتم با دوستم. رفتیم تو پارک جلو خونده 40 دقیقه راه رفتیم دیدیم داره دیر میشه برگشتیم نشد تا آخرشو بریم ببینیم به کجا میرسه
امروز ولی ورزش کردم با اینکه حالم خوب نبود. ولی پوینتها مو نشمردم
جمعه مهمونی بودیم که از سه تا کیک هیچ کدوم را نخوردم ولی امروز تولد نمیشد نخورم چون خیلی گشنم بود بعد ما را آورده بودن تو اتاق غذا که اصلا جا نبود که فرار کنم از هر چی یک کم خوردم که غذاهاش همه غیر سالم بود کمی مرغ و کمی ماکارونی با پنیر و یک تکه کوچیک پیتزا بعد اومدم خونه واسه شام شوهرک غذا عدس پلو با گوشت درست کرده بود که از اونم یک کم خوردم
فردا دوباره باید پوینتهامو بشمرم آخ جون فردا جمعه هست و روز پینگ پونگ هست

۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه

دومین روز بدون ورزش

امروز ورزش نکردم پریود شده بودم خیلی درد داشتم همش رو تخت خوابیده بودم صبحانه خوردم با قرص نهار نخوردم چون واسه درد اشتها نداشتم از اونورم چون شب میخواستیم بریم رستوران نمیخواستم غذا بخورم
تولد مونیکا بود باید میبردیمش رستوران . رفتیم بوفه و من یک بشقاب بیشتر نتونستم غذا بخورم از یک طرف دلم میخواست غذا بخورم از یک طرف اصلا جا نداشتم
الانم غذا حسابی رو دلم مونده نمیدونم چرا با اینکه خیلی نخوردم ولی رو دلم سنگینی میکنه
امروز شد دومین روز تو سال 2012 که ورزش نکردم
قرار شده سه شنبه ها برم با برنیس ورزش کنم احتمالا یک روز در هفته هم برم با گریس ورزش کنم ببینم چی میشه

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

مایوس

امروز حالم خیلی گرفته شد رفتم ویت واتچرز و خودمو وزن کردم و فقط یک پوند کم کرده بودم یعنی این همه ورزش و رژیم هیچی :( من الان 11 روز مداوم هست که داره ورزش میکنم (فقط یک روزش را نکردم) و رژیم میگیرم و اگه بتونم پیاده روی میرم مثلا امروز میدونستم که صبح باید برم ویت واتچر و وقت نمیکنم ورزش کنم صبح ساعت 6 صبح پا شدم و تا 7 ورزش کردم بعد برم ببینم فقط یک پوند کم شدم یعنی نیم کیلو و این واقعا انصاف نیست

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

1/10/2012

این هفته تقریبا خوب بودم فقط جمعه رفتیم مهمونی من اینقدر خوردم که شب نمیتونستم بخوابم و اون پوینتها را به حساب پوینتهای زیادی که هر هفته اجازه دارم بخورم حساب کردم ولی فکر کنم معده ام کوچیک شده چون خیلی احساس پری میکردم. اینجایی که جمعه رفته بودم مثل خونه مامانهاست خیلی احساس راحتی میکنم اونجا واسه همین یک عالمه خوردم :(
و دوشنبه هم نشد ورزش کنم خیلی بدو بدو داشتیم یک عالمههههههههههههههههههههه ترشی درست کردیم ماشینمم خراب شد کلا خیلی شلوغ پلوغ بود واسه همین نشد که ورزش کنم و پوینتهامم حساب نکردم دوشنبه که این خیلی بد هست باید همیشه و در هر شرایطی پوینتهامو حساب کنم ولی امروز با اینکه خیلی خسته بودم و دو شب هست که به اندازه کافی نمیخوابم ولی ورزشم را کردم و خیلی بو خودم افتخار میکنم
الان از اولین روز 2012 دیروز تنها روزی بود که ورزش نکردم
ببینم دیروز که زیاد خوردم پوینت نشمردم امروز زود گشنم میشه یا نه؟
فردا جلسه ویت واتچر هست برم ببینم لاغر شدم یا نه

۱۳۹۰ دی ۱۴, چهارشنبه

1/4/2012

سلام
بعد از مدتها من دوباره برگشتم و این بار تصمیم دارم که به خودم ثابت کنم که میتونم
یک جایی خوندم که اگه میخواین وزن کم کنین وبلاگ نزنین که باعث میشه وزن کم نکنین دلیلش هم این بود که مثلا من میخوام لاغر شم و تصمیم میگیرم که این کار را بکنم و واسه همین میرم یک وبلاگ میزنم و شروع میکنم به نوشتن در اونجا ولی بعد که از رو کامپیوتر بلند میشم احساس میکنم یک قدم در راه لاغر شدن برداشتم و جایزه مثلا به خودم یک تکه نون اضافه میدم ولی در عمل وبلاگ نوشتن اون روز من کمکی به لاغر شدنم نکرده هیچی باعث شده که من یک نون اضافه هم بخورم یک چیزی در این مایه ها
ولی من دلم میخواد بنویسم که اینجا ثبت بشه چرا؟
من ده سال پیش که 30 کیلو کم کردم هیچ نشونه و اثری از بالا پایین اون موقع ندارم( هر چی فکر میکنم تنها چیزی که یادم میاد این بود که هر روز وزن کم میکردم) ولی دلم میخواد این دفعه همه را مکتوب کنم
اولین روز سال 2012 تصمیم گرفتم که امسال هر روز ورزش کنم هر جور که شده و از اون روز هر روز ورزش کردم و این خیلی منو خوشحال میکنه مثلا امروز قرار بود یکی بیاد کامپیوتر و تلویزیونمون را وصل کنه من همیشه صبحها ورزش میکنم که از دستش خلاص شم واسه همه روز ولی امروز چون منتظر اون آقاهه بودم نشد که ورزش کنم ولی وقتی رفت فقط دو ساعت وقت داشتم تا برم پسری را از مدرسه وردارم و هی بهونه میاوردم که خسته هستم و ... ولی بعدش پاشدم و 45 دقیقه ورزش کردم :)
دو روز هم هست که همه پوینتهامو حساب میکنم
امروز نوبت دکتر داشتم که جواب آزمایش چک آپم را بگیرم
ویتامین ب کمی پایین بود ولی تو قرمز نبود
ویتامین د خیلی پایین بود و تو قرمز بود
کلسترول خوبه خیلی پایین بود و تو قرمز بود
وضع کبدم هم خوب نبود و تو قرمز بود

نتیجه اینکه باید بیشتر شیر و گوشت بخورم ( دکتر گفت مگه گیاهخواری گفتم گیاهخوار نیستم ولی گوشت را زیاد دوست ندارم) و اینکه باید ورزش کنم و وزن کم کنم که به کبدم کمک کنم
این بود گزارش امروز

۱۳۹۰ دی ۱۲, دوشنبه

تست

داره امتحان ميكنم ببينم با موبايل ميشه اينجا پست گذاشت يا نه ؟