۱۳۸۷ اسفند ۲۴, شنبه

9

امروز 21.5 پوینت خوردم از 29 تا.
از خودم راضی ام چون:
رفتیم رستوران من سالاد خوردم و گفتم سسش را برام جدا بگذاره و سالادم را کمی میزدم تو سس و میخوردم و نصف مقداری که باید بخورم خوردم
دلم میخواست اسموتی بگیرم با اینکه همونجا پوینتش را حساب کردم و دیدم کم میشه (فقط 4 پوینت) با این حال نگرفتم و بجاش قهوه خوردم
وقتی تو فروشگاه شایان زیادی بیسکویتش که اندازه یک بند انگشت بود را داد به من نخوردمش
از همه مهمتر اینکه با شوهری صبحانه نخوردم یک سوم چاقی من برای اینه که ما دو روز تعطیلی آخر هفته یک صبحانه مفصل میخوریم و شامل یک املت که از شش تا تخم مرغ و یک عالمه گوجه گاهی سیر سرخ کرده یا پیاز داره را شوهری درست میکنه و ما دو نفر آدم میخوردیم امروز وقتی گفتم نمیخورم و داشتم صبحونه خودم که تخم مرغ پخته بود را میخوردم دیدم شوهری داره املتش را با نون برشته که قرچ قروچ میکرد و منم عاشقشم میخوره بجای اینکه یک لقمه کوچیک بخورم به شوهری گفتم دیگه نمیتونم خود داری کنم هر وقت صبحانه ات تمام شد صدام کن و چای و خرمامو برداشتم اومدم تو اتاق خواب تا صبحانه شوهری تمام بشه.
روز خوبی بود از خودم خیلی راضی ام و تا الان سه پوینت کم شدم

۱۳۸۷ اسفند ۲۲, پنجشنبه

8

امروزم خوب بودم ولی از بس سوپ خوردم از هر چی سوپ زده شدم اصلا تموم نمیشه این شوهری هم نمیخوره دیشب که شیر و سیریال خورد امشب هم با شکم گشنه خوابید از دیشب میگه غذا درست کنم میگم نمیشه اول این سوپ باید تموم بشه میگه تو میخواستی من برای تو درست کردم عجب گیری کردم ها فکر کنم بقیه اش را که یک دیگ گنده هست بریزم دور چون دیگه حالم از هر چی سوپ هست بهم میخوره.
صبحانه: یک تخم مرغ با دو تکه نون رژیمی و شش تا زیتون و یک چای و یک بار و دو تا خرما
نهار:شیر با چریوز و یک سریال رژیمی دیگه با دو تکه نون رژیمی و شش تا زیتون
میان وعده: سه تا سیب با یک خرما
شام :سوپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ
تا الان بیست و سه تا از 29 تا مو خوردم
شوهری ما یک منشی داره که یک بادوم خیلی خیلی خیلی خیلی خوشمزه ای برامون میاره که حد نداره فکر کنم میره از آستانه اشرفیه میخره میاره(ایرانی نیست) حالا امشب این شوهری یک عالمه از اینها اورد اول خواستم کمی بخورم بعد گفتم بگذار اول حساب کنم ببینم چقدر میشه وزنش کردم دیدم 150 گرم شده رفتم تو ویت واتچر دیدم نوشته اگه چهل تا بخوری میشه 4 پوینت کمی برام مشکوک اومد زدم 150 گرم دیدم میگه 23 پوینت نفهمیدم چی شد گفتم برم بسته اش را بشمارم ببینم چند تا توشه 10 تا شمردم دیدم دیگه نمیتونم ادامه بدم دندونام درد گرفته بود از بس به هم فشارشون میدادم خیلی خیلی عطر خوبی داره فکر کنم 80 تا توش بود دیگه اگه بخوایم خیلی خیلی حساب کنیم میشه 10 پوینت حالا نمیدونم چند تا پوینت داره باید برم میتینگ از لیدر بپرسم ولی اگه بدونین چقدر دلم میخواد از بس دلم میخواد تپش قلب گرفتم دندونامم میخاره از بس دلشون میخواد یاد سیگاریهایی میفتم که میخوان ترک کنن به سیگار خاموش پک میزنن منم دقیقا الان همون حسم از یک طرف میگم برم بجاش شیر و سیریال بخورم از یک طرف میگم اصلا برم بخوابم که هیچی نخورم
کارهای خوب امروز: وقتی داشتم سیریال میریختم نصف مقدار همیشگی ریختم و با همون سیر شدم ولی چون از نظر روانی همیشه دو برابرش را میخوردم هی فکر کردم برم بقیه اش را هم بخورم بعد گفتم ولش کن و هی مقاومت کردم که بعد بیام اینجا بنویسم
کارهای بد امروز: تا ساعت چهار باید رو گزارش ازمایشگاه کار میکردم که هی اینترنت گردی کردم هی وبلاگ خوندم هی رفتم تو فیس بوک نه گزارشم را نوشتم نه ورزش کردم نه حتی دو قدم راه رفتم بجاش میتونستم یک عالمه راه برم یا حداقل با شانی بازی بدو بدو کنم که کمی انرژی بسوزونم ولی بچه ام را به بهانه گزارش نوشتن نشوندم پای تلویزیون خودمم هیچ کاری نکردم

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

7

امروز خیلی عالی بود واقعا به خودم اقتخار میکنم
صبحانه: یک تخم مرغ (دو پوینت) دو تکه نون جو (1 پوینت) یک بار شکلات(2 پوینت) یک چای (0 پوینت) یک خیار(0 پوینت)
میان وعده: یک سیب(1 پوینت) 20 تا چوب شور(0.5 پوینت)
نهار :یک پیاله گنده سوپ(7 پوینت)
میان وعده: 20 تا چوب شور(0.5) یک سیب (1 پوینت) یک چای(0 پوینت) بار کشمش و oat(چی میشه به فارسی؟)(2 پوینت)
یک بوته گنده کاهو(0 پوینت) یک پیمانه توت فرنگی(1 پوینت) شش تا زیتون(1 پوینت)
شام: سیریال(2.5 پوینت) شیر بدون چربی(2 پوینت)
امروز 23.5 از 29 تا را خوردم زیاد گشنه ام نبود
اگه بتونم این ویکند کمی درسهامو جمع و جور کنم شاید از هفته دیگه بتونم ورزشم اضافه کنم
امروز خیلی خوشحالم چون:
1.زنگ تفریح وسط کلاس رفتم از وندینگ ماشین آب بخرم که دیدم چند نفر جلوشن مثل اینکه یکی میخواست یک چیپس خیلی خوشمزه بخره که گیر کرده بود به کناریش و نمیافتاد پایین.به من اصرار کردن که تو هم این چیپس را بخر که دو تاش با هم بیوفته پایین که من قبول نکردم یعنی اگه رژیم نداشتم حتما این کار را میکردم هم اون چیپس را که با طعم سبزیجات خیلی دوست دارم هم میگفتم کوچولو هست و کالریش کمه و حالا این را بخورم چیزی نمیشه
2.رفتم دنبال پسری مهد دیدم کنار در ورودی پنج تا سینی گنده شیرینی گذاشتن انواع مختلف و یک بوی شکلات و دارچینی هم راه افتاده بود که بیا و ببین که والدین بخورن یعنی اگه هفته پیش بود حداقل چند تا شو میخوردم
3. اومدم پسری را بردارم دیدم دارن بهشون غذا میدن و مهد مهمونشون کرده و داره بهشون پیتزا میده اولین پیتزای پسری رسیده بود به نونش دومی را برداشته بود من مثل یک مادر متشخص اصلا به نون کنار پیتزا که عاشقشم نگاه نکردم بعد اومدیم تو ماشین تکه دومی هم قسمت پنیر دارش تموم شد و پسری قسمت نونش را داد به من و منم در یک حرکت انقلابی انداختمش تو سطل اشغال داخل ماشین.
4. وقتی میخواستم لاست ببینم به عادت چهار تا و نیم سیزن قبلی دلم میخواست تخمه بشکونم و نگاه کنم(این یک ساعت در هفته تنها ساعتی هست که میشینم پای تلویزیون البته اگه از کتابخونه فیلم نگرفته باشیم) ولی بجاش کاهو و توت فرنگی خوردم (چرا امشب لاست تکراری بود؟)
آفرین به من
راستی پسریم خوب خوب شده ممنون
من دیشب یاد گرفتم که از تلفنم پوینتهامو بگذارم تو ویت وانچر که این خیلی کمکم میکنه چون دیروز تا شب که اومدم غذاها را وارد کردم نمیدونستم چند پوینت خوردم ولی امروز هر چی میخوردم زود از تلفن میگذاشتمش تو ویت واتچر
راستی واسه ویت واتچر چیزهایی که مهمه یکی کالری غذا هست یکی هم مقدار فت غدا هست یکی هم فایبر غذا که با وارد کردن اینها بهت پوینت هر غذا را میده که بهترین فایبر 4 هستش دو تا ی دیگه هم که هر چی کمتر باشن بهتره
راستی انار جونی من نمیتونم تو ویت واتچر پیدات کنم ببین تو میتونی من را پیدا کنی من با همین اسمم عضوم

۱۳۸۷ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

6

امروز رژیمم را خیلی خوب نگه داشتم ولی خیلی خیلی گشنگی کشیدم جوری که گاهی از گشنگی به خودم میپیچیدم الانم یک سردرد شدید گرفتم از بس گشنم بود امروز. باید یک هفته اینجوری گشنگی بکشم تا بدنم عادت کنه
صبحانه»سیریال با کمی شیر بدون چربی
نهار:یک تخم مرغ که نصف زرده اش را دور ریخته بودم لای دو برش نون و شش تا زیتون لای دو برش نون
میان وعده: یک سیب بیست تا چوب شور خیلی نازک که همه اش از جو هست یک چای با یک بار
شام: یک پیاله گنده سوپ
وقتی داشتم چوب شور را میخوردم بیست تا که خوردم یاد حرف مهروش افتادم و دیگه نخوردم ولی خیلی گشنه ام بود میتونستم خیلی دیگه هم بخورم
سوپ را با خودم بردم دانشگاه بین کلاس داشتم میمردم که استاده بگه برین بریک دیگه لحظات آخر چشمام سیاه و سفید میدید از گشنگی تا بالاخره بهمون بریک داد منم بدو رفتم سوپم را تو مایکروفر گرم کردم و خوردم خیلی چسبید ولی الان خیلی خیلی گشنه هستم
امروز 20 پوینت خوردم از 29 تایی که اجازه داشتم
من یک توضیح درباره ویت واتچر بدم
ما میتونیم یک تعداد معینی پوینت بخوریم که بر حسب وزن و سن و جنسیت و تحرک که داریم تعیین میشه من که تو جلسات میرفتم تاکیدشون بر این بود که حتما حتما همه پوینتهای یک روز را بخوریم وگرنه بدن اسیب میبینه میگفتن اگه شب حساب کردید دیدین دو پوینت باقی مونده برین یک چیزی که دو پوینت داره بخورین تا همش را خورده باشین .پوینتهای هر روزی برای همون روز هست و نمیشه امروز نه تا زیاد اومد فردا نه تا بیشتر بخوری چون دیگه پوینته تاریخ مصرفش میگذره و علاوه بر پوینتهای هر روز اجازه داریم که 35 پوینت در هفته اضافه بخوریم دیگه اختیار سی و پنج پوینت با خودمون هست میتونیم هر روز چند تا پوینت بیشتر بخوریم که این سی و پنج تا تموم بشه یا همه اش را بگذاریم واسه یک وعده که مثلا آخر هفته میریم بیرون بخوریمش
این پوینتها خیلی خیلی زود پر میشن یک قانون ویت واتچر که قبلا هم گفتم اینه که یک بعلاوه یک دو نمیشه یعنی مثلا اگه سوپش صفر پوینت داره نمیتونی پنج تا سوپ بخوری بگی صفر پوینت .متلا نونهاش هر دو اسلایس یک پوینت داره ولی من الان که داشتم حساب میکردم نوشتم چهار اسلایس خوردم برام پوینتش را 3.5 حساب کرد بجای 2.هر چیزی را زیاد بخوری پوینتهاش به صورت تصاعدی بالا میره.
راستی من این چوب شورها را که حساب کردم نوشت هر 40 تاش فقط یک پوینت داره معرکه هست
من گشنه ام

۱۳۸۷ اسفند ۱۹, دوشنبه

غرغر

این چند روزی که نبودم رژیمم داشت خوب پیش میرفت ولی امروز گند زدم به همه چیز اونقدر خوردم که حد نداره بعد استرس گرفتم که حالا چیکار کنم چه جوری بیام اینجا بگم و از استرس این موضوع بیشتر خوردم نمیدونم چه مرگم شده بچه ام مریضه منم هی از استرسش میخورم از دیروز تا الان فقط شیر خورده لب به غذا نزده اونقدر اسهال داشته که دودولیش وحشتناک سوخته که میترسه جیش کنه منم خیر سرم دانشگاه بودم باباش هم با غذا درست کردن و شستن لباسهایی که بر اثر مریضیش کثیف شده مشغول بود که عوض نکرده بچه ام اینجوری سوخته .بین کلاسهام رفتم مال که براش شورت بخرم که از این آخر هفته پاتی ترین را شروع کنه که یک لباس واسه خودم خوشم اومد رفتم بپوشم خودم را تو اینه دیدم فقط گریه کردم از هیکلم متنفرم الان سه سال میشه که واسه خودم لباس نخریدم به امید اینکه لاغر بشم ولی نشدم یک ماه دیگه عروسیه من باید تا اون موقع سی کیلو لاغر میکردم که نکردم از خودم بدم میاد از هیکلم بدم میاد از اینکه قوی نیستم بدم میاد از اینکه وقت هیچی را ندارم بدم میاد خسته ام خیلی زیاد
من یکشنبه ها میرفتم ویت واتچر ولی الان یک شنبه ها شوهری میره سر کار و من دیگه نمیتونم برم و یک روز دیگه که بخوام برم میشه جمعه یا شنبه ولی روم نمیشه برم از بس بازم چاق شدم لیدرمم هم اون روزها نیست من به امید همین لیدرم داشتم وزن کم میکردم
به شوهری گفتم برام سوپ درست کنه اومدم خونه دیدم یک تشت سوپ درست کرده واقعا شوکه شدم من اگه بخواهم همش را هم بزارم فریزر جا نمیگیره شاید اندازه 50 نفر سوپ درست کرده من نمیدونم با خودش چی فکر کرده یک مرغ گنده با یک عالمه سبزیجات یک گل کلم کامل یک براکلی یک کیلو قارچ یک دسته کرفس یک دسته جعفری با یک عالمه لیمو امانی بقیه اش هم یادم نمیاد .آخه من به این عزیزم چی بگم وقتی با اون همه خستگیش برام سوپ درست کرده مگه من چقدر میتونم بهش غر بزنم
مهروش جونم میگی که زیاد میخورم ولی من طبق رژیمم پیش میرم با همه اینها از یک طرف میگم نکنه واقعا داره زیاد میخورم چون منی که این همه اضافه وزن دارم اگه خیلی کم خوری کنم یکهو ولش میکنم چون باید حداقل یک سال رژیم بگیرم این فکرها هی میاد تو کله ام هی میگم یعنی من باید یک سال رژیمی بخورم نمیدونم داره خل میشم خسته ام
جیرجیرک جونم اره من این سوپها را خریدم یک بار هم خوردم خوب بود خیلی ابکی بود ولی کلا خوب بود ولی از اونجایی که میگن غذاهای کن ضرر دارن منم گذاشتم تو ماشین که اگه تو دانشگاه بی غذایی گیر کردم بخورمشون
یک دختره سیاهپوست تو کلاسمون هست که بصورت وحشتناکی اعتماد به نفس داره کمی از من چاقتره و دو سال از من بزرگتر ولی سه تا بچه 13 و 9 و 8 ساله داره یک روز که میخواست بره پای تخته تمرین حل کنه از جاش تا تخته که میخواست بره یک حالتی رفت مثل اینکه بخوای بدوی ولی اهسته اش کنی پاهاش را خیلی بالا میاورد و دستاشو به حالت دو تکون میداد که باعث شده بود همه جاش تکون بخوره پسرهای کلاس هم مسخره بازی در میاوردن و میگفتم
shake it, shake it
اونم بدترش میکرد این استاد بدبختمون که تو سن هشتاد سالگی اولین سال تدریسش را تجربه میکنه چیزی نمیگفت من مونده بودم تو اعتماد به نفس این دختره
امروزم یک لباس خیلی خیلی باز پوشیده بود که همه سینه هاش بیرون بود هی بچه ها اذیتش میکردن که سینه هاشو اونم دستش را میانداخت زیر سینه های به اون بزرگی و تکونشون میداد و مسخره بازی در میاورد (ما تو کلاس پنجاه نفره فقط سه تا دختریم) واقعا من نمیدونم این امریکاییها این همه اعتماد به نفس را از کجا میارن
حالا امشب هی کارهای این دختره یادم میاد هی به خودم فکر میکنم که منم هیکلم مثل این دختره قناصه هی بغض میکنم
از فردا دوباره مینویسم هر روز چی خوردم

۱۳۸۷ اسفند ۱۷, شنبه

5

امروز اصلا نتونستم رژیم بگیرم ولی اینجا مینویسم که یادم بمونه چه رژیم بگیرم چه نه اینجا ثبت میشه پس مواظب خوردنم باشم
صبحانه : نصف کیک ذرت با یک کافه لاته با شیر بدون چربی و بدون شکر
میان وعده :یک چهارم نوشابه با فکر کنم 25 تا بادوم
شام و نهار: زرشک پلو با کباب برگ با نصف جوجه کوبیده با یک دوغ و چهار تا بامیا و یک چای
بعد از شام : ژله رژیمی که 10 تا کالری داره
فعالیت: چهار ساعت تو جنگلک باغ وحش راه رفتیم
زن زمانه جون اون بارها اینها هستن
https://www.wegmans.com/webapp/wcs/stores/servlet/ProductDisplay?langId=-1&storeId=10052&productId=365129&catalogId=10002&krypto=QJrbAudPd0vzXUGByeatog%3D%3D&ddkey=http:ProductDisplay
و
http://www.quakeroats.com/products/oat-snacks/chewy-granola/variety-pack.aspx#NutritionalInfo
که هر کدومش 100 کالری داره و برای ویت واتچر 2 پوینت
از خستگی داره میمیرم الان ساغت 3:30 شب هست برم بخوابم شب بخیر

۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

4

صبحانه:یک چای با یک بار و یک کف دست نون بربری و نصف قوطی کبریت پنیر
نهار:یک پیمانه ماکارونی
میان وعده:سیریال 100 کالری
شام:دو تا تخم مرغ که با کمی اسپری کردن تابه درست شده بود با یک کف دست نون بربری
یک ژله رژیمی 10 کالری و یک پیمانه توت فرنگی
بینهایت خسته ام این هفته سخت بالاخره تموم شد فردا پوینتهاششونو میشمارم شب بخیر

۱۳۸۷ اسفند ۱۴, چهارشنبه

3

امروز خوب بود پوینت شمردم من میتونم 29 تا بخورم که امروز 24.5 خوردم
صبحانه: نون ویت واتچر با یک تخم مرغ پخته و یک bar با چایی
میان وعده: یک سیب دو تا خرما
نهار: یک پیاله اسپاگتی (جیرجیرک جونم ما(منظور شوهرکم هست) ماکارونی را میریزیم تو آب نرم شد با یک اپسیلون (فقط من اپسیلون اضافه میکنم شوهری یک عالمه میریزه شایان اصلا نمیریزه)سس مخصوص اسپاگتی میخوریم مثل ایران با گوشت و چرب و چیلی درست نمیکنیم)
اینم برای این خوردم که توی نیم ساعتی که بین کلاسم امده بودم خونه که شایان را بگذارم و برگردم فقط همین تو یخچال بود
میان وعده: دو تا سیب
شام: سریال با شیر بدون چربی با کمی تخمه
من اومدم خونه دیدم شوهری خورشت بامیه خیلی خوشمزه درست کرده ولی چون برنجمون تمام شده بود باهاش اسپاگتی درست کرده بهش میگم میخوای خورشت را با اسپاگتی بخوری میگه آره مگه چیه منم از اونجایی که از دیروز فقط اسپاگتی میخوردم گفتم دیگه حاضر نیستم اسپاگتی بخورم اونم با بامیه خلاصه خودش تنهایی خورد منم شیر و سریال خوردم حالا یک دیگ گنده تو یخچال بازم اسپاگتی داریم
موقع تماشای لاست هم یک مشت تخمه اوردم که بخورم ولی بیشتر از نصفش را برای پسری داشتم پوست میکندم و اینطوری فقط دهنم مشغول بود بدون اینکه بخورم ولی الان اومدم تو ویت واتچر نگاه میکنم میبنم نوشته که یک پیمانه 16 پوینت داره شوکه شدم وحشتناک میگم تخمه هسته هندوانه همین میشه:
watermelon seed kernels dried (1 cup) 16 points
حالا مقداری که من خوردم شاید یک پنجم یک کاپ باشه که اگه اینجوری باشه میشه گفت من امروز همه پوینتهامو خوردم
امروز مثل دیروز گشنه نبودم
من برم سر درسم که فردا آخرین روز هفته هم به خوشی بگذره پس فردا تولد پسریم هست آخ جووووووووووووووون

۱۳۸۷ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

2

صبحانه: نون رژیمی ویت واتچر که یک پوینت داره با یک تخم مرغ پخته
تا شب: سه تا سیب دو تا بار که هر کدوم 100 کالری داشت یک پیمانه میکس از بادومها و دو پیمانه بچه هویج
یک پارچ چای
شام: یک بشقاب ماکارونی
خیلی امروز گند کاشتم خیلی ناراحتم هرچی میخوردم سیر نمیشدم بادومها را اشتباه کردم خوردم خیلی گشنه ام بود تو دانشگاه چیزی پیدا نمیشد رژیمی که بخورم این بادومها هم از قبل تو کیفم بود شب هم اومدم خونه از استرس درس و خستگی ماکارونی خوردم
از فردا پوینت میشمرم اینجوری نمیشه
من چه جوری تا فردا چهار تا لب ریپورت بنویسم و چهار بخش واسه امتحان بخونم؟

۱۳۸۷ اسفند ۱۲, دوشنبه

1

با کمک مهروش قراره دوباره شروع کنم شاید این بار بتونم
امروز از بس اینجا برف اومده بود دانشگاهمون تعطیل شد
صبحانه: یک پیاله سریال با شیر بدون چربی با یک خرما و دو تا چایی
نهار: 200 گرم مارچوبه
شوهری ویکند مارچوبه خریده بود که سرخش کنه اینجایی ها مارچوبه را با سیر سرخ میکنن و میخورن ولی اونقدر سرش به پختن غذاهای دیگه گرم شد که نشد اینو درست کنه من امروز مونده بودم چی بخورم که این مارچوبه ها را دیدم کمی پختمشون بعد ته دیگ را کمی اسپری روغن زیتون زدم که تا سیر را ریختم در یک لحظه دیدم روغن غیب شد منم دیگه روغن نزدم همینجوری کمی سیر را تفت دادم با هوا بعد مارچوبه را بهش اضافه کردم بد نشده بود من اونقدر گشنه بودم که سنگ هم میخوردم
میان وعده:یک گریپ فروت
شام: یک پیاله کوچیک آبگوشت با دو کف دست نون بربری
چرا میگن آبگوشت واسه رژیم خوب نیست؟ همه چیزش که رژیمیه کمی گوشت هست با نخود و لوبیا نه روغن داره نه چیزی
شب خیلی خیلی گشنم بود که 30 تا چوب شور خیلی نازک خوردم که کالریش 120 تا هست و با جو درست شده سرخ شده هم نیست. و100 گرم آب میوه 100 در صد .چون دلم آب میوه میخواست کمی آب میوه را با یک عالمه آب قاطی کردم و داره میخورم که آبی که داره میخورم کمی طعم آب میوه بده
هفته پیش خیلی خیلی مریض بودم و نتونستم برم امتحان بدم امروز استادم زنگ زد خونه مون که فردا ازت امتحان میگیرم(اینجوریشو دیگه ندیده بودم استاد دنبال امتحان گرفتن از دانشجوش باشه اونم امتحانی که قراره چهار بار در طول ترم بگیره) خلاصه فکر کنم تا صبح بیدار باشم و امیدوارم چیزی نخورم