سلام
بعد از مدتها من دوباره برگشتم و این بار تصمیم دارم که به خودم ثابت کنم که میتونم
یک جایی خوندم که اگه میخواین وزن کم کنین وبلاگ نزنین که باعث میشه وزن کم نکنین دلیلش هم این بود که مثلا من میخوام لاغر شم و تصمیم میگیرم که این کار را بکنم و واسه همین میرم یک وبلاگ میزنم و شروع میکنم به نوشتن در اونجا ولی بعد که از رو کامپیوتر بلند میشم احساس میکنم یک قدم در راه لاغر شدن برداشتم و جایزه مثلا به خودم یک تکه نون اضافه میدم ولی در عمل وبلاگ نوشتن اون روز من کمکی به لاغر شدنم نکرده هیچی باعث شده که من یک نون اضافه هم بخورم یک چیزی در این مایه ها
ولی من دلم میخواد بنویسم که اینجا ثبت بشه چرا؟
من ده سال پیش که 30 کیلو کم کردم هیچ نشونه و اثری از بالا پایین اون موقع ندارم( هر چی فکر میکنم تنها چیزی که یادم میاد این بود که هر روز وزن کم میکردم) ولی دلم میخواد این دفعه همه را مکتوب کنم
اولین روز سال 2012 تصمیم گرفتم که امسال هر روز ورزش کنم هر جور که شده و از اون روز هر روز ورزش کردم و این خیلی منو خوشحال میکنه مثلا امروز قرار بود یکی بیاد کامپیوتر و تلویزیونمون را وصل کنه من همیشه صبحها ورزش میکنم که از دستش خلاص شم واسه همه روز ولی امروز چون منتظر اون آقاهه بودم نشد که ورزش کنم ولی وقتی رفت فقط دو ساعت وقت داشتم تا برم پسری را از مدرسه وردارم و هی بهونه میاوردم که خسته هستم و ... ولی بعدش پاشدم و 45 دقیقه ورزش کردم :)
دو روز هم هست که همه پوینتهامو حساب میکنم
امروز نوبت دکتر داشتم که جواب آزمایش چک آپم را بگیرم
ویتامین ب کمی پایین بود ولی تو قرمز نبود
ویتامین د خیلی پایین بود و تو قرمز بود
کلسترول خوبه خیلی پایین بود و تو قرمز بود
وضع کبدم هم خوب نبود و تو قرمز بود
نتیجه اینکه باید بیشتر شیر و گوشت بخورم ( دکتر گفت مگه گیاهخواری گفتم گیاهخوار نیستم ولی گوشت را زیاد دوست ندارم) و اینکه باید ورزش کنم و وزن کم کنم که به کبدم کمک کنم
این بود گزارش امروز