۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

جمعه هم نتونستم ورزش کنم چون خیلی حالم خوب نبود ولی یک ساعت و نیم راه رفتم با دوستم. رفتیم تو پارک جلو خونده 40 دقیقه راه رفتیم دیدیم داره دیر میشه برگشتیم نشد تا آخرشو بریم ببینیم به کجا میرسه
امروز ولی ورزش کردم با اینکه حالم خوب نبود. ولی پوینتها مو نشمردم
جمعه مهمونی بودیم که از سه تا کیک هیچ کدوم را نخوردم ولی امروز تولد نمیشد نخورم چون خیلی گشنم بود بعد ما را آورده بودن تو اتاق غذا که اصلا جا نبود که فرار کنم از هر چی یک کم خوردم که غذاهاش همه غیر سالم بود کمی مرغ و کمی ماکارونی با پنیر و یک تکه کوچیک پیتزا بعد اومدم خونه واسه شام شوهرک غذا عدس پلو با گوشت درست کرده بود که از اونم یک کم خوردم
فردا دوباره باید پوینتهامو بشمرم آخ جون فردا جمعه هست و روز پینگ پونگ هست

۱ نظر:

Nadi گفت...

من نمیدونستم تو انقدر پینگ پونگ دوست داری.. ورزش خونوادگیه!؟ منو ببخش اگه دیر به دیر چک می کنم. وسط امتحانام نمیام اینترنت.. خیلی برات خوشحالم قوی.. فقط همش نگرانم که نکنه وسطاش یه چیزی باعث بشه نا امید بشی و بذاری کنار.. یه قول بهم بده و منو از این استرس و نگرانی نجات بده جیگر.. بووووس