۱۳۸۶ اسفند ۱, چهارشنبه

چهارشنبه

صبحانه: دو تکه نون جو با کمی پنیر
با خودم ساندویچ کالباس که شامل دو تکه نون جو با سه تکه کالباس رژیمی بود که جمعا کالری اش میشد 130 برده بودم ولی قبل از کلاس ورزش خوردمش چون گشنه ام بود تو کلاس بدمینتون هم یک عالمه دنبال توپ دویدم که نفسم در اومد
بعد رفتم دنبال شایان وقتی رسیدیم جلو خونه دیدم تو ماشین خوابش برده منم چشمهامو رو هم گذاشتم وقتی با گریه شایان بیدار شدم دیدم یک ساعت گذشته قبلش تو ماشین کمی سریال ذرت خوردم اومدیم تو خونه خیلی گشنه ام بود یک شیر موز درست کردم با شیر بدون چربی و یخ و موز خوردم جلو غذامو گرفت ساعت 5:30 کلاسم شروع شد وسط کلاس خیلی خیلی خیلی گشنه ام شده بود موقع برگشت به خونه 5 تا کیک برنج که تو ماشین بود را بلعیدم وقتی رسیدم خونه ماکارونی که شوهرک درست کرده بود خوردم الان یک سردرد خیلی وحشتناکی گرفته ام فکر کنم از گشنه گی بوده

۱ نظر:

Anar گفت...

پی براه جون من فقط خواستم بگم که من مرتب بهت سر میزنم و خیلی خوب میکنی که شرح روزهات رو خوب و صادقانه برای خودت مینویسی. الان قدم مهمی رو داری برمیداری و اونم اینه که از ماجرا داری فرار نمیکنی. همینجوری ادامه بده. ما هم پشتیتم. نگران نباش. تو میتونی.